عز الدين حسينى زنجانى

77

حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)

سازنده بودن عقيده در اسلام اسلام معرفت و شناختى را مىستايد كه آميخته با احساس باشد . چون تنها معرفت و ادراك در ما احساسى نمىآورد . مثلًا كسى در خانه منتظر آمدن كسى است و اطمينان دارد كه طبق قرار خواهد آمد . در اين علم و اطمينان ممكن است سه‌گونه ادراك باشد : 1 . ادراك تنها ، آن وقتى است كه وارد شونده فقط يك فرد آشناست كه بر حسب ضوابط اجتماعى بايد از او پذيرايى كرد . اما اين پذيرايى ازروى علاقه نيست . 2 . ادراك اين كه وارد شونده مورد علاقهء طبيعى و يا عقلى وى مىباشد ، مثلًا دوستى است كه كاملًا رفاقت و صميميت دارد و يا فرد وارسته و بزرگوارى است . در اين‌جا ، ادراك ، احساس‌آفرين و مقرون به احساس لذتى ديگر است . 3 . ادراك دارد اما شخص وارد شونده مورد علاقه‌اش نيست بلكه نفرت هم دارد اما چاره‌اى جز ملاقات نيست . پس تنها شناخت بىنتيجه است و سازنده نيست . اما شناخت توأم با احساس ، نقش‌آفرين و صورتگر است . بنابراين شناخت تنها و اين كه خدايى هست و يا جهان ديگرى هست و يا با حكومت ويژه ، اين بيشتر به تئورى مىماند و مانند تصويرى است كه افلاطون از مدينهء فاضله ارائه نموده و شناختى كه مورد نظر اسلام است هرگز اين نيست و بايد عقيدهء انسان در همهء جهات تصرف نمايد .